ابزارهاي رسيدن به آرامش

 ۱- ایمان به خدا و تقویت باورهای دینی

2-انتخاب همسر

3- رفتن به دامن طبیعت

4- سکوت

5- تنفس

6- اصلاح فکر

7-نوشتن

8- انتخاب دوست سالم وصالح

9- مطالعه کتب مفید

10- ورزش

11- گفتار بزرگان

12-دیدن چهره بشاش و زیبا

13- خانه تکانی ذهنی

14- نظم وبرنامه ریزی در زندگی

15-م با صاحبنظران آگاه ودلسوز

16-انتخاب هدف در زندگی

17- پای بندی به اصولاخلاقی

18-سلامت جسمانی

19- زهد و قناعت و کاهش خواسته ها

20- صبر و خویشتن داری

21- تغافل

22- تخلیه هیجانی

23- توبه و طلب آمرزش

24- مقایسه و نسبت سنجی

انشاءالله در پست بعدی توضیحات تکمیلی را می نویسم.

 

 نوشته شده در پنجشنبه، 28 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 11:25 PM توسط مسعود جعفري | لینک مستقیم| نظرات 1

 

افسردگي

 شرح بیماری

افسردگی‌ عبارت‌ است‌ از احساس‌ غم‌، دلسردی‌، یا ناامیدی‌ به‌ مدت‌ حداقل‌ 2 هفته‌ در اغلب‌ روزها و اغلب‌ ساعات‌ روز، به‌ علاوه‌ علایم‌ همراه‌.

علایم‌ شایع‌

از دست‌ دادن‌ علاقه‌؛ بی‌حوصلگی‌ و دل‌زدگی‌؛ ناتوانی‌ از لذت‌ بردن‌

احساس‌ ناامیدی‌؛ بی‌حالی‌ و خستگی‌

بی‌خوابی‌؛ خواب‌ زیاد یا ناراحت‌

گوشه‌گیری‌ اجتماعی‌؛ احساس‌ بی‌ارزش‌ بودن‌ ومورد نیاز نبودن‌

بی‌اشتهایی‌ یا پرخوری‌؛ یبوست‌

از دست‌ دادن‌ میل‌ جنسی‌

مشکل‌ داشتن‌ در تصمیم‌گیری‌؛ مشکل‌ داشتن‌ در تمرکز

یکباره‌ به‌ گریه‌ افتادن‌ بدون‌ توضیح‌ مشخص‌

احساس‌ گناه‌ شدید به‌ خاطر وقایع‌ بی‌اهمیت‌ یا خیالی‌

تحریک‌پذیری‌؛ بی‌قراری‌؛ افکار خودکشی‌

دردهای‌ مختلف‌، مثل‌ سردرد، درد قفسه‌ سینه‌ بدون‌ شواهدی‌ از بیماری‌ جسمی‌

علل:

 براي‌ بيماري‌ افسردگي‌ واقعي‌ هيچ‌ علت‌ يگانه‌ و روشني‌ نمي‌توان‌ متصور بود. بعضي‌ از عوامل‌ زيست‌شناختي‌ مثل‌ بيماري‌هاي‌ جسمي‌، اختلالات‌ هورموني‌، يا بعضي‌ داروها مي‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.
عوامل‌ اجتماعي‌ و رواني‌ نيز مي‌توانند نقش‌ داشته‌ باشند.
اختلالات‌ ارثي‌ نيز مي‌توانند مؤثر باشند.
بروز اين‌ حالت‌ ممكن‌ است‌ با تعداد وقايع‌ ناراحت‌كننده‌ زندگي‌ فرد ارتباط‌ داشته‌  باشد.

علل تشدید کننده بیماری:

عصبانيت‌ يا احساس‌ ديگري‌ كه‌ فرو خورده‌ شده‌ باشد.
داشتن‌ شخصيتي‌ وسواسي‌، منظم‌ و جدي‌، تكامل‌گرا، يا شديداً وابسته‌
سابقه‌ خانوادگي‌ افسردگي‌
وابستگي‌ به‌ الكل‌
شكست‌ در كار، ازدواج‌، يا روابط‌ با ديگران‌
مرگ‌ يا فقدان‌ يكي‌ از عزيزان‌
از دست‌ دادن‌ يك‌ چيز مهم‌ (شغل‌، خانه‌، سرمايه‌)
تغيير شغل‌ يا نقل‌ مكان‌ به‌ يك‌ جاي‌ جديد
انجام‌ بعضي‌ از اعمال‌ جراحي‌ مثل‌ برداشتن‌ پستان‌ به‌ علت‌ سرطان‌
وجود يك‌ بيماري‌ يا معلوليت‌ عمده‌
گذر از يك‌ مرحله‌ از زندگي‌ به‌ مرحله‌اي‌ ديگر، مثلاً يائسگي‌ يا بازنشستگي‌
استفاده‌ از بعضي‌ از داروها مثل‌ رزرپين‌، داروهاي‌ مسدودكننده‌ بتا آدرنرژيك‌، يا بنزوديازپين‌ها
محروميت‌ از داروها و مواد محرك‌ مثل‌ كوكائين‌، آمفتامين‌ها، يا كافئين‌
بعضي‌ از بيماري‌ها مثل‌ ديابت‌، سرطان‌ لوزالمعده‌، و اختلالات‌ هورموني‌

پیشگیری:

تغييرات‌ عمده‌ زندگي‌ را پيش‌بيني‌ و آمادگي‌ لازم‌ براي‌ مواجهه‌ شدن‌ با آنها را كسب‌ كنيد.
حتي‌الامكان‌ از عوامل‌ خطر پرهيز كنيد.

 عواقب مورد انتظار:

در بسياري‌ از موارد، بيماري‌ خود به‌ خود خوب‌ مي‌شود، اما با كمك‌ گرفتن‌ از پزشك‌ مي‌توان‌ مدت‌ افسردگي‌ را كم‌ كرد و روش‌هاي‌ مقابله‌ با افسردگي‌ را فرا گرفت‌. عود افسردگي‌ شايع‌ است‌. درصد بهبودي‌ بالا است‌، حتي‌ اگر فرد به‌ هنگام‌ افسردگي‌، نسبت‌ به‌ بهبودي‌ خود ديد منفي‌ داشته‌ باشد.

عوارض احتمالی:

خودكشي‌. علايم‌ هشداردهنده‌ آن‌ عبارتند از: ـ گوشه‌گيري‌ از خانواده‌ و دوستان‌ ـ عدم‌ توجه‌ به‌ ظاهر خود ـ به‌ زبان‌ آوردن‌ اين‌ كه‌ فرد مي‌خواهد «همه‌ چيز را تمام‌ كند» يا اينكه‌ «زيادي‌ است‌ و مزاحم‌ ديگران‌.» ـ شواهدي‌ از داشتن‌ نقشه‌ براي‌ خودكشي‌ (مثلاً نوشتن‌ وصيت‌نامه‌ يا توجه‌ به‌ يك‌ سلاح‌ قتاله‌) ـ خوشحالي‌ ناگهاني‌ پس‌ از احساس‌ نوميدي‌ طولاني‌ مدت‌ ـ عدم‌ بهبود افسردگي‌

درمان

اصول کلی:

در صورتي‌ كه‌ علايم‌ خفيف‌ تا متوسط‌ باشند، روش‌هاي‌ به‌ عهده‌ گرفتن‌ مراقبت‌ از خود را در پيش‌ گيريد:
با دوستان‌ و خانواده‌ صحبت‌ كنيد.
به‌ طور منظم‌ ورزش‌ كنيد.
يك‌ رژيم‌ غذايي‌ متعادل‌ و كم‌چرب‌ داشته‌ باشيد.
الكل‌ مصرف‌ نكنيد؛
كارهاي‌ عادي‌ زندگي‌ خود را ادامه‌ دهيد.
فيلم‌هاي‌ خنده‌دار و شاد ببينيد.
در صورت‌ امكان‌ به‌ تعطيلات‌ برويد.
احساسات‌ خود را در يك‌ دفتر خاطرات‌ روزانه‌ بنويسيد.
سعي‌ كنيد مشكلات‌ در روابط‌ با ديگران‌ را حل‌ كنيد (البته‌ بهتر است‌ كه‌ در اين‌ زمان‌ تصميمات‌ عمده‌ نگيريد).
تا حدي‌ كه‌ مي‌توانيد فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري خود را حفظ‌ كنيد.
مسؤوليت‌هاي‌ خود را تا زمان‌ بهبودي‌ به‌ فرد ديگري‌ واگذار كنيد.
به‌ گروه‌هاي‌ حمايتي‌ در مورد افسردگي‌ بپيونديد.

داروها:

داروهاي‌ ضدافسردگي‌ براي‌ بعضي‌ از افراد كه‌ افسردگي‌ طولاني‌مدت‌ يا نسبتاً شديد دارند.
ليتيم‌ براي‌ مواردي‌ كه‌ دوره‌هايي‌ از سرخوشي‌ غيرطبيعي‌ و افسردگي‌ متناوباً رخ‌ مي‌دهند.

فعالیت در زمان بیماری:

محدوديتي‌ براي‌ آن‌ وجود ندارد. فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري ها و علايق‌ روزانه‌ را حفظ‌ كنيد حتي‌ اگر حوصله‌ آنها را نداريد.

رژیم غذایی:

يك‌ رژيم‌ عادي‌ و متعادل‌ داشته‌ باشيد حتي‌ اگر اشتها به‌ غذا نداريد.

در چه شرایطی باید به پزشک مراجعه کرد؟

اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان علايم‌ افسردگي‌ داريد.
اگر احساس‌ تمايل‌ به‌ خودكشي‌ يا نااميدي‌ داريد.

منبع : پایگاه جامع اطلاع رسانی پزشکان ایران

 نوشته شده در دوشنبه، 18 شهریور هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 11:36 PM توسط مسعود جعفري | لینک مستقیم| نظرات 1

 

تاثير كار بر بهداشت روان:

تاثير كار بر بهداشت روان:

كار كردن از بيماري جلوگيري مي كند و سلامتي را به ارمغان مي آورد. كار قوه تخيل را كنترل مي كند و زمينه بهداشت رواني را فراهم مي آورد. چرا كه آزادي قوه تخيل هزاران گناه را در پي دارد و منجر به فساد اخلاقي مي شود. شايد بارها برايتان اتفاق افتاده كه وقتي بيكار هستيد و مشغوليتي نداريد خيالات عجيب و غريبي به ذهنتان مي رسد. (البته منظور ما از بيكاري اين است كه شخص اصلآ كاري نداشته باشد. )

كار علاوه بر كنترل قوه تخيل باعث حفظ استقلال و آبرو مي شود. و از طرفي هم به انسان شخصيت مي دهد و فردي كه كار مي كند احساس حقارت نمي كند.

پاستور دانشمند معروف مي گويد:

((بهداشت رواني انسان ‍‍‍،درلابراتور و كتابخانه است. )) منظور اين است كه بهداشت رواني  انسان به كار بستگي دارد و انسان بيكار خود به خود بيماراست.

ولتر مي گويد: (( كاربهترين درمان دردهاي من است.))

بنيامين فرانكلين مي گويد:

(( عروس زندگي ام كار نام دارد.اگر شما بخواهيد داماد اين عروس شويد،فرزندشما سعادت نام خواهد داشت.))

پاسكال هم مي گويد: ((ريشه كليه مفاسد فكري و اخلاقي ، بيكاري است.))

و سقراط مي گويد: (( كار، سرمايه و سعادت و نيكبختي است.))

براي اطلاعات بيشتر مي توانيد به كتاب تعليم و تربيت استاد مطهري صفحات 413 تا 424 مراجعه كنيد.

 نوشته شده در جمعه، 18 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 1:26 AM توسط مسعود جعفري | لینک مستقیم| نظرات 2

 

تکنيکهای آرامش

تکنیکهای آرامش:

1- پیش از شروع، مكانی را انتخاب كنید كه ساكت و به دور از كوران هوا و نور زیاد باشد. از لباس های خود كم كنید و در محلی راحت بنشینید یا دراز بكشید.

2-  دست ها را در دو طرف قفسه سینه قرار دهید و چشم ها را ببندید. عمل دم را به آرامی و از راه بینی انجام دهید. عبور هوا را از سوراخ های بینی و حلق به داخل شش های خود مجسم كنید. بگذارید قفسه سینه شما با حركت كف دست هایتان به طرف بیرون، انبساط یابد.

3-  عمل بازدم را از راه بینی یا دهان انجام دهید، به آرامی دست ها را به طرفین قفسه سینه فشار دهید تا مطمئن شوید هوای درون شش ها كاملاً خارج شده است.

4-  این تنفس دیافراگمی را در حدود پنج دقیقه انجام دهید. سپس كف دست ها را به اطراف بدن پایین بیاورید و یا آنها را بین كمر و زانو قرار دهید؛ آرام و عمیق نفس بكشید و دم و بازدم خود را مجسم كنید.

5-  مكان زیبایی را مجسم كنید. جایی كه در آن واقعاً احساس آرامش می كنید. این مكان ممكن است یك باغ، ساحل رودخانه، كوه یا نقطه زیبای خاصی باشد. با تمام احساس و به وضوح این مكان را در ذهنتان مجسم كنید.

6- در ذهنتان مجسم كنید كه از این مكان زیبا لذت می برید، و احساس آرامش و نشاط می كنید.جمله هایی را تكرار كنید كه از لحاظ روحی این حالت را در شما تقویت می كند: نظیر: «كاملاً احساس آرامش می كنم.» و یا «خوشحال و آرام هستم» و تا آنجا كه دوست دارید، در این مكان بمانید.

7- وقتی آماده شدید، در ذهن خود مجسم كنید که به مكان قبلی خود باز می گردید، اندام های خود را بكشید و به آرامی چشمان خود را باز كنید و بعد یك لیوان آب بنوشید. شما، هر زمان كه به آرامش نیاز داشتید، می توانید به این مكان بازگردید. فقط كافی است چشم ها را ببندید، نفس عمیق بكشید و این صحنه را دوباره مجسم كنید. با تمرین منظم، به سرعت آرامش خود را باز می یابید.

ملك دخت قاسمی نیك منش

 نوشته شده در چهارشنبه، 9 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 3:49 AM توسط مسعود جعفري | لینک مستقیم| نظرات 1

 

اختلالات شخصيتی

انواع اختلالات شخصيتي

شخصيت يعني مجموعه‌اي از رفتار و شيوه‌هاي تفکر و هيجاني شخص در زندگي روزمره که با ويژگي هاي بي همتا بودن، ثبات(پايداري) و قابليت پيش بيني مشخص مي‌شود. از اين تعريف اين نکات قابل استنباط است:  

بي همتايي و تفاوت:

شخصيت يک فرد بي‌همتاست و با وجود بعضي مشابهت‌ها، دو شخصيت يکسان و همسان وجود ندارد.

ثبات داشتن و پايداري:

اگر چه افراد در شرايط و محيط هاي گوناگون، ظاهرا رفتارهاي متضاد و مختلفي دارند، ولي در طول زمان (مثلا چندين دهه) رفتار و همچنين شيوه تفکر آن ها داراي يک ثبات نسبتا دائمي است.

قابليت پيش بيني:

با توجه و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص مي‌توان سبک رفتاري و تفکري آنها را با احتمال زياد پيش بيني کرد. قابليت پيش بيني رفتار با "ثبات در رفتار" رابطه متقابل دارد.

اختلال شخصيت چيست؟

آيا تا به حال کسي را ديده‌ايد که در برابر يک انتقاد ساده، واکنش خشمگينانه شديدي داشته باشد؟

آيا از خود پرسيده‌ايد که:

چرا بعضي از افراد انواع "خال کوبي" را روي پوست خود دارند؟

چرا بعضي از افراد براي خود، خانواده و ... برنامه ريزي سختگيرانه دارند، به صورتي که در شرايط بحراني هم حاضر به تغيير آن نيستند؟

اختلالات شخصيتي گروهي از حالات رواني مي باشند كه بيماري نبوده، بلكه شيوه هاي رفتاري هستند. خصوصيات اين اختلالات عبارتند از:

* الگوهاي رفتاري نسبتاً ثابت، انعطاف ناپذير و ناسازگار كه به بروز مشكلاتي در ارتباط برقرار كردن با ديگران و مشكلات شغلي و قانوني منجر مي گردد.

* افراد دچار اين حالات تصور مي كنند كه الگوهاي رفتاري شان طبيعي و صحيح است.

* شخصيت اين  افراد در برخورد با موقعيت‌هايي که واکنش با آن ها مستلزم تغييرات و تصميمات جديد است، ناسازگارمي باشد، يعني تفکر و رفتار انعطاف ناپذيري از خود بروز مي‌دهند.

 بنابراين، اختلال شخصيت يعني رفتارهاي ناسازگار و انعطاف ناپذير در برخورد با محيط و موقعيت ها.

انواع اختلال شخصيت:

بدبين (پارانوييد) :

اين افراد داراي شك و بي اعتمادي غير منطقي هستند و حالت تدافعي و حساسيت بيش از حدي نسبت به ديگران دارند.

منزوي(اسكيزوييد(  :

از نظر هيجاني سرد هستند. در برقراري ارتباط با ديگران مشكل دارند. گوشه گير ، خجالتي، خرافاتي و از نظر اجتماعي منزوي هستند.

وسواسي:

كمال گرا، داراي عادت خشك  و مردد بوده و نيازهاي طبيعي خود را مهار مي كنند.

نمايشي (هيستريك) :

وابسته، فاقد بلوغ فكري، زود رنج، عاطل و باطل، دائم خواستار تشويق و توجه ديگران بوده و با ظواهر يا رفتار خود با ديگران ارتباط برقرار مي كنند(جلب توجه مي كنند).

خودشيفته (نارسيستيك ( :

داراي يك حس خودباوري بيش از حد بوده و شيفته قدرت هستند. نسبت به ديگران بي علاقه هستند. خواستار توجه ديگران بوده و احساس مي كنند كه سزاوار توجه ويژه هستند.

دوري گزين (اجتنابي ( :

ترس و واكنش بيش از معمول نسبت به رد شدن، اعتماد به نفس پايين، از نظر اجتماعي گوشه گير و وابسته هستند.

وابسته:

غيرفعال، بيش از حد پذيراي نظرات ديگران، ناتوان در تصميم گيري و فاقد اطمينان هستند. بي تفاوت، مهاجم، سرسخت، بدخلق و قهركننده، ترسان از صاحب اختيار بودن و سهل انگار هستند. هميشه كارها را به تعويق انداخته، استدلالي بوده و به سختي از ديگران كمك پذيرفته يا عقايد خود را كنار مي گذارند.

ضداجتماعي:

خودپسند، بي عاطفه، بي نظم و بي قاعده، تحريك پذير و بي پروا هستند. از تجارب، درس عبرت نمي گيرند و در تحصيل و كار ناموفق هستند.

بينابيني:

تحريك پذير، داراي شخصيت ناپايدار و تغيير شخصيتي هستند. احساسات خود از جمله خشم، ترس و احساس گناه را نابجا بروز مي دهند. نمي توانند خود را كنترل كنند. مشكلات هويتي دارند. ممكن است اقدام به خودزني كنند(ايجاد جراحت يا سوزاندن قسمتي از بدن براي كاهش تنش خود) و گاهي دست به خودكشي مي زنند.

عوامل افزايش دهنده خطر:

* سابقه سوء رفتار ديگران با فرد در كودكي

* سابقه خانوادگي اختلالات خلقي

عواقب مورد انتظار:

درمان براي برخي بيماران مؤثر بوده و يك تغيير تدريجي در شخصيت و رفتار به همراه دارد. براي ساير بيماران درمان نقش نگه دارنده داشته و در مورد برخي بيماران، نتيجه ي درمان نااميد كننده است.

عوارض احتمالي:

- مشكل در حفظ شغل و ارتباط با ديگران، اضطراب و افسردگي

- سوءمصرف داروها

- عدم پايبندي به درمان

- خودكشي

ميزان شيوع اختلال شخصيت

شيوع در جمعيت کلي

ميزان شيوع اختلال شخصيت در کل جمعيت حدود 4 تا 6 درصد برآورد شده است. اگر چه در بين انواع مختلف اختلالات شخصيتي، تفاوت هاي معني‌داري وجود دارد، براي مثال برآوردها براي اختلال پارانوئيد حدود(5/0 تا 5/2 درصد) است، در حالي که براي اختلال اجتنابي بين(1 تا 10 درصد) اعلام شده است.

شيوع در بين دو جنس

در ميزان شيوع اختلال شخصيت بين دو جنس، تفاوت هاي معني‌دار ديده مي شود. براي نمونه طبق برآوردها، اختلال ضداجتماعي واختلال وسواسي- جبري در مردان بيشتر از زنان است. اختلال نمايشي و وابسته در زنان بيشتر از مردان(گاهي دو برابر مردان) است.

 درمان :

درمان اين اختلالات مستلزم اعتماد متقابل بين درمانگر و بيمار است. تحقق اين امر ممكن است مشكل باشد، زيرا در اين اختلالات اغلب انگيزه دريافت درمان مربوط به اطرافيان بيمار است نه خود بيمار. دو راه کار درماني وجود دارد:

1- درمان روان شناختي

* خانواده درماني و گروه درماني

* روش هاي تغيير رفتار با يادگيري مهارت هاي اجتماعي، تقويت رفتارهاي به جا، محدودكردن رفتارهاي نابجا، يادگيري بروز احساسات، تحليل شخصي از رفتار و مسؤوليت پذيري در مورد رفتارها.

2- دارو درماني

هيچ دارويي براي علاج يا درمان اختلالات شخصيتي وجود ندارد، ولي ممكن است داروهايي براي درمان بيماري هاي همراه با آن تجويز شوند، مثلاً:

- داروهاي ضد افسردگي

- داروهاي ضد اضطراب

- داروهاي ضد روان پريشي

دکتر فاطمه آقامحمدرضا

منابع:

- روانپزشکي باليني /تاليف دکتر قلعه بندي

- http://www.modernpsy.com

 

 

 نوشته شده در چهارشنبه، 9 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 3:26 AM توسط مسعود جعفري | لینک مستقیم| (نظر بدهید.)

 

اثرات رنگها بر زندگی ما

اثرات رنگها بر زندگي ما:

آشكار است كه رنگ‌ها به طرق گوناگون بر زندگی ما اثر می‌گذارند. همگی تشخیص می‌دهیم كه چقدر وابسته به رنگ‌های خاص در كفش، لباس، آرایش، لوازم خانگی و اسباب كار در محیط زندگی خود هستیم. رنگ‌های مو و ناخن و لب از پُر فروش‌ترین تولیدات در سراسر دنیا هستند و نیازی نیست كه به نقش و اهمیت رنگ پوست انسان اشاره‌ای كنیم. اما اگر تصور می‌كنید كه آن وابستگی‌ها ربطی به خواص درمانی رنگ‌ها ندارند اشتباه می‌كنید، زیرا بنا به تأكید روانشناسان و مردم شناسان و كارشناسان روش رنگ درمانی، نقش رنگ در زندگی ما خیلی مهم تر از تنها قشنگ‌تر كردن ظاهر چیزها یا ظاهر خویشتن است. متأسفانه این موضوع نیز چون بعضی دیگر رشته‌های پزشكی مكمل، آن‌گاه كه مسئله ثابت كردن آن پیش كشیده می‌شود، وارد پهنه انرژی‌های نادیدنی یا به قول شكاكان وارد پهنه ماورا‌ءالطبیعه می‌شود و فهم آن برای غربی‌ها دشوار می‌گردد.

گرچه رنگ درمانی یك روش درمانی باستانی است تا سال 1933 كتابی معتبر به یكی از زبان‌های اروپایی درباره آن در دسترس نبود. در آن سال دانشمندی هندی به نام دینشاه قادیالی دایره‌المعارفی سه جلدی با عنوان the spectro chrometry encyclopidia چاپ كرد و شناخت رنگ درمانی و تعلیم و تربیت درمانگران این رشته به واقع پس از چاپ آن كتاب به زبان انگلیسی آغاز شد. او در دایره‌المعارف خود بر نكته‌ای مهم تأكید می‌كند؛ رنگ‌ها دارای نیروهای شیمیایی در فركانس‌های عالی رتبه هستند و این نیروها چنان ظریف و نادیدنی هستند كه ما معمولاً به توان و كیفیت و آثار آن‌ها دسترسی ادراكی نداریم. امروزه دانشمندان فیزیك و شیمی به یاری علم جدید طیف شناسی یا طیف نگاری توانسته‌اند برخی موضوعات كتاب دینشاه قادیالی را به شكلی قابل فهم‌تر توضیح دهند.

زمانی که عناصر شیمیایی در آتش می‌سوزند، هر عنصر رنگی خاص تولید می‌كند و این رنگ اساسی است كه قادیالی می‌گوید زمینه تندرستی است یا باید باشد. او می‌گوید نور به ظاهر سفید همه رنگ‌های طیف رنگ‌ها را با تعادلی هماهنگ دارد، اما هرگاه كه توانایی‌ها و كیفیات طیف بدن را با افزودن رنگی نامناسب یا به قول او رنگی غلط تغییر می‌دهیم، باید انتظار پیدایش آشفتگی (بیماری) در بدن را داشته باشیم. او می‌گوید مواد غذایی،‌ داروها، سموم‌ و به طور كلی همه مواد شیمیایی، توان‌ها و انرژی‌های فعال دارند، زیرا اتم‌های آنها دائماً در حال جذب و دفع و تغییر و تبدیل‌های خاص هستند، بنابراین وارد كردن بی‌توجه یا ناآگاهانه عناصر شیمیایی غیرآلی (داروهای مصنوعی و فلزات و شبه فلزات ودیگر مواد معدنی) درون دستگاهی آلی (بدن آدمی) مانند این است كه به طفلی براده فولاد بخورانیم كه او را قوی‌تر كنیم.

قادیالی در دایره‌المعارف خود راه ساختن چراغ‌های رنگ افشان خاص و خواص رنگ‌ها را شرح می‌دهد و راهنمایی می‌كند كه برای هر درد و بیماری از چه نوع رنگی استفاده كنیم. او همچنین شرح می‌دهد كه چگونه آب یا تكه‌ای ماده قندی لاكتوز را با افزودن رنگی خاص، دارای خواص درمانی برای یك بیماری خاص كنیم.

رنگ درمانی، نور درمانی و سنگ درمانی(سنگ كوارتز كریستال) كه رابطه نزدیك با آن دو دارد، در سی سال گذشته محبوبیت زیاد در ایالات متحده آمریكا یافته‌اند و اینك صدها درمانگر آن سه روش در آن كشور انواع قابل تصور از آن‌ها را به علاقمندان عرضه می‌كنند. اما تعداد رنگ درمانگران در كشورهای اروپایی آنچنان زیاد نیست.

رنگ درمانی بخشی مهم از طب آیورودا را شكل می‌دهد و استفاده‌ای گسترده در هندوستان و كشورهای همسایه آن دارد. گرچه رنگ درمانی در كشورهای غربی هنوز مرحله طفولیت خود را می‌گذارند، وضعیت كنونی و محبوبیت فزاینده ‌آن گویای آینده‌ای برجسته است، به ویژه اگر پژوهش‌های بیش‌تر به دانشمندان شكاك نسبت به پزشكی مكمل ثابت كنند كه این روش درمانی واقعاً مؤثر و مفید است. خوشبختانه در چند سال اخیر در بین ده‌ها كتاب كه درباره ویژگی‌های گوناگون رنگ‌ها و خواص درمانی آن‌ها چاپ و پخش شده‌اند چند كتاب با اعتبار علمی وجود داشته‌اند.

منبع: کتاب 32 روش درمانی نامتعارف

اثر: دکتر اندرواستنوی

مترجم: پرویز پهلوان

 نوشته شده در چهارشنبه، 9 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 3:15 AM توسط مسعود جعفري | لینک مستقیم| (نظر بدهید.)

 

چرا خواب می بينيم؟

در قدیم مردم فکر می‌کردند که خواب پیام‌های آسمانی است. اما امروزه می‌دانیم که خواب از مغز ما ایجاد می‌شود .

خواب بر اثر فعالیت ذهن ناآگاه به‌وجود می‌آید. بعضی از متخصصان می‌گویند که ما خواب انجام دادن چیزهایی را می‌بینیم که در بیداری نمی‌توانسته‌ایم انجام بدهیم. بنابراین مغز ما می‌کوشد آرزوهایی را که در روز عملی نمی‌شوند در خواب عملی کند.

وقایعی که در طول روز اتفاق می‌افتند بر آنچه که ما در شب خواب می‌بینیم اثر می‌گذارند. اغلب خواب کسانی را می‌بینیم که به تازگی آنها را دیده‌ایم یا با آنها صحبت کرده‌ایم.

احساساتی که در خواب به شما دست می‌دهد، قبلاً در مغز شما بوده است و خواب فقط آنها را علنی می کند.

چیزی را که شما در خواب می‌بینید، به حالت ذهن و جسم‌تان بستگی دارد و احتمالاً خوابی که در حالت سلامتی و شادابی می‌بینید با خوابی که در حالت مریضی و ناراحتی می‌بینید تفاوت دارد.

 نوشته شده در چهارشنبه، 9 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 3:01 AM توسط مسعود جعفري | لینک مستقیم| (نظر بدهید.)

 

حل مشکلات در خواب

دانشمندان ادعا مي‌كنند كه با توجه به شواهد موجود مي‌توان اين نصيحت قديمي را كه « براي حل مشكل خود بخوابيد» تاييد كرد.
آنها همچنين معتقدند كه خواب حافظه را تقويت مي‌كند و توانايي طبقه‌بندي انبوه اطلاعات دريافتي روزانه را به مغز مي‌دهد.
به گفته باب ستيك گولد، استاد روانپزشكي دانشكده پزشكي‌ هاروارد، انسان در طول خواب نه تنها به حافظه خود ثبات مي‌دهد بلكه معنا را نيز استخراج مي‌كند.
او در ادامه گفت: خواب به ما كمك مي‌كند كه از تجارب اكتسابي خود قوانيني دريافت كنيم. حتي اگر توضيح اين مطلب پيچيده باشد ولي مانند درك تفاوت بين سگ و گربه است.
اين گروه تحقيقاتي ميزان يادآوري ارتباط بين كلمات و علايم در افراد مورد آزمايش را مورد بررسي قرار دادند.
آنها توانايي اين افراد را در يادآوري كلمات خوانده شده قبل و بعد از خواب ارزيابي كردند و دريافتند كه افراد در حالت خواب مي‌توانند شمار زيادي از كلمات مرتبط را به خاطر آورند و يادآوري كلمات حاوي موضوعات مشترك نيز آسان‌تر است.
همچنين در صورتي كه فرد در فاصله بين خواندن مطلب و يادآوري آن نخوابد احتمال فراموشي يك مطلب از هر چهار مطلب وجود دارد.
دكتر جان گروگر از مركز تحقيقات خواب دانشگاه شوري، اعلام كرد: سال‌هاي سال كسي هدف از خوابيدن را نمي‌دانست؛ البته اكنون ما تنها با چند جنبه از خواب كه قابليت بازيابي اطلاعات را دارد، آشنا هستيم.
او گفت: انسان در طول روز انبوهي از اطلاعات را شكل‌دهي و ذخيره‌سازي مي‌كند و به نظر مي‌رسد تنها شيوه‌اي كه مغز به كمك آن اين اطلاعات را سامان‌دهي مي‌كند، خواب است.

منبع : ايسنا

اگر سئوالي در مورد روانشناسي  داريد به آدرس asman_moj@yahoo.com   ايميل بزنيد.

 

 نوشته شده در چهارشنبه، 9 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 1:43 AM توسط مسعود جعفري | لینک مستقیم| (نظر بدهید.)

 

آرامش

آیا آرزو دارید که آرام، خونسرد و خوددار باشید و فرصت کافی برای آن چه دلخواه شماست در اختیار داشته باشید؟ اگر چه رسیدن به این هدف مشکل به نظر می رسد، اما با کمی تلاش و تجدید نظر در افکار و اعمال خود می توانید به آن نزدیک شوید.

فراموش نکنید در دنیای شلوغ و پر استرس امروزی، به دست آوردن کمی آرامش می تواند غنیمت بزرگی باشد. بهتر است راهکارهای پیشنهادی ما را رعایت کنید:

1-همیشه همه کارها را تحت کنترل نگیرید:

افراد پرکار و فعال اغلب احساس می کنند همه کارها باید تحت کنترل آن ها باشد، خصوصا مواقعی که هدف خاصی مدنظرشان است.

بنابراین سعی کنید برای یک بار هم که شده این عادت "کنترل کردن" را رها کنید و بگذارید دیگران مسئولیت کارها را به عهده بگیرند؛ به عنوان مثال بگذارید دیگران برنامه سفر دسته جمعی را سازماندهی کنند و نتیجه حاصله را بدون هیچ اظهار نظری بپذیرید و ببینید چه احساسی به شما دست می دهد. این کار ممکن است برای شما پردغدغه و برای دیگران شگفت انگیز باشد، ولی آرامشی که برای تان به ارمغان می آورد، ارزش آن را دارد.

2- مسئولیت های متعدد را نپذیرید:

ممکن است از این که همواره کارهای بسیاری را با هم انجام می دهید به خود ببالید، ولی قطعا در عین کار احساس عدم تمرکز، نگرانی و خستگی می کنید. خانم ها اکثرا از این که قادرند چندین کار را هم زمان انجام دهند به خود می بالند، ولیکن در نهایت از این عمل آسیب می بینند. بنابراین در عهده داری کارها هوشیار باشید؛ یعنی کارها را یک به یک و به نوبت انجام دهید. قدر لحظه های عمر خود را بدانید و از انجام کاری که عهده دار هستید، لذت ببرید تا پس از این که کار را به نحو احسن انجام دادید، احساس موفقیت کنید.

 

3- به موفقیت های خود بها دهید:

همیشه توجه داشته باشید که موفقیت در یک کار، پیروزی های بعدی را به دنبال می آورد و احساس خود کم بینی را از انسان دور می کند. کافی است تنها به یک چیز که موجب بالندگی شماست و یا یک زمینه که در آن موفق بوده اید فکر کنید. ارزشمند بودن خود را مورد تایید قرار دهید.

این بار که در مسیر کم ارزش پنداشتن خود قرار گرفتید، سعی کنید موفقیت هایتان را مرور و در آنها تامل کنید. با این عمل همه امور را در دورنمایی مثبت قرار می دهید و احساس آرامش خواهید کرد.

4- به نیازهایتان اهمیت دهید:

همیشه به فکر راضی و خوشحال کردن دیگران نباشید، کمی هم به فکر نیازهای معقول و مقبول خود باشید. این دلیل بر خودخواهی نیست. به نقطه نظرات دیگران گوش دهید، ولی اگر لازم می دانید برای این که فرصت کافی برای پاسخ داشته باشید، به آن ها بگویید برای فکر کردن و تصمیم گرفتن درباره آن موضوع نیاز به زمان دارید. در عین حالی که انعطاف پذیر هستید، نسبت به احساسات و عواطف خود نیز واقع گرا و بی رودربایستی باشید. این را بدانید که این گونه برخورد با مسائل حتما با موفقیت توام خواهد بود. اگر رک بودن شما را به وحشت می اندازد، ابتدا از مسائل کوچک شروع کنید و بعد به مسائل بزرگ تر بپردازید تا بدین وسیله گستره آرامش خود را افزایش دهید.

 5- از کار خود لذت ببرید:

اگر همواره در حال مسامحه و طفره رفتن از انجام کاری هستید و یا احساس می کنید برای انجام کاری تحت فشار هستید، نشان می دهد از کاری که انجام می دهید لذت نمی برید. واقعیت امر این است که شما به هر حال ناچارید این کار را انجام دهید، پس روی جنبه های لذت بخش آن تمرکز کنید؛ مثلا به حس خوبی که از "به نظم درآوردن امور" یا "مورد تقدیر و ستایش قرار گرفتن" از بابت رسیدن به نتایج مطلوب به شما دست می دهد، تکیه کنید. این دیدگاه مثبت می تواند تنش های درون شما را بزداید و به شما فرصت دهد که دریابید چه تغییرات درازمدتی را می توانید ایجاد کنید.

6- انعطاف پذیر باشید.

لزوم یک برنامه منظم روزانه برای تنظیم نیازهای زندگی بسیار خوب و معقول است، ولی نباید اصرار و اجبار در رعایت آن موجب تنش و اضطراب شما شود. سختگیری و جدی بودن زیاد سبب می شود فرصت ها را از دست بدهید و تاکید برای اجرای آن برنامه موجب می شود انرژی خود را بیهوده تلف کنید. در مواقعی که لازم می دانید روش و تاکتیک خود را تغییر دهید تا در کارهای تان موفق تر و در رسیدن به اهداف تان خلاق تر شوید.

انعطاف پذیری به شما آرامش بیشتری می دهد چون به شما فرصت می دهد حین انجام کار، روش خود را انتخاب کنید.

7- بین کار و زندگی تعادل برقرار کنید:

تداخل و ادغام مسائل کاری با زندگی خصوصی باعث اختلالات جسمی و روحی می شود. برنامه و زمانی را برای توقف کار انتخاب کنید و به آن پایبند باشید. در خانه به کار فکر نکنید و توجه خود را به زندگی خانوادگی معطوف دارید. مواردی پیش می آید که این کار برای تان مقدور نیست، ولی سعی کنید بیشتر این مساله را رعایت کنید.

8- عکس العمل های تان را عوض کنید:

ممکن است همواره در تغییر شرایط تنش آفرین موفق نباشید، لیکن با تغییر دادن دیدگاه خود نسبت به آن، می توانید احساسات خود را عوض کنید. اگر کسی دیر به سر وعده می آید، بی تفاوت باشید و از وقت آزادی که به دست آورده اید لذت ببرید. اگر کسی بی ادب و پرخاشگر است این گونه فکر کنید که او خودش را کوچک و حقیر می کند، نه شما را.

9- ذهن و روح خود را شاد کنید:

ذهن و روان خود را با دیدن و شنیدن کارهای هنری یا خواندن دعا و قرآن، بیارایید. از نمایشگاه های هنری دیدن کنید و به موسیقی آرام یا تلاوت قرآن یا دعا گوش فرا دهید. نگاه خود را بر روی یک گُل متمرکز نمایید. کاغذ و قلمی بردارید و منظره زیبایی را نقاشی کنید و یا در پارک قدم بزنید و یا در یک کلاس هنری ثبت نام کنید.

10- برای آینده برنامه ریزی کنید:

حتما برای خود برنامه های تفریحی تدارک ببینید، چرا که چشم انتظار بودن برای برنامه های تفریحی نیز آرام بخش بسیار خوبی است. فهرستی از برنامه های لذت بخش تهیه کرده و برای انجام آنها برنامه ریزی کنید؛ مثلا به زیارت یک مکان مقدس بروید، برنامه ای برای قرار ملاقات با یک دوست خوب و یا خرید کتاب مورد علاقه تان بگذارید. با این کارها بلافاصله احساس دلپذیری خواهید کرد.

منبع : انجمن درمانگران ایران

اگر سثوالي داريد به آدرس asman_moj@yahoo.com   ايميل بزنيد.

 

 نوشته شده در چهارشنبه، 9 مرداد هزار و سیصد و هشتاد و هفت ساعت 1:11 AM توسط مسعود جعفري | لینک مستقیم| (نظر بدهید.)